شمس سراج عفيف

365

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

ميگذارد - و چون از نماز فارغ ميشد در كوشك « 2 » همايون بازگشته در بارجا مينشست - دران وقت خدمتيات ميگذشت - اگر در هواي زمستان عيد شدي سلطان فيروز شاه مخصوص زمستاني همه در روز عيد پوشيدى - و اگرنه در روز عيد بعضي خانان و ملوك جامه مييافتند - معهذا چون « 3 » بانگ پاس آمدي غير محل شدي ترتيب آرايش جشن بازگشتي - تمام طائفهء قوال و اهل طرب دران روز انعام مييافتند * * ابيات * درداد « 4 » صدا بعيش و شادي * * زد طبل برسم كيقبادي شاهانه بكرد ميزباني * * شد شهر همه بشادماني [ افسانهء باختن بازيهاي شب برات ] - چون ماه شعبان در ميآمد از پيش تخت ملك رفعت فرمايش بازيهاي شب برات ميشد - در پانژدهم شب ماه شعبان خسرو جهان درون كوشك فيروزآباد هوائيهاي گلريز عنبر پيز ميباخت - درين كار چون تاجداران اهل تبار كوشش ميگماشت - چون شب برات نزديك رسيدى شب سيزدهم و چهاردهم و پانژدهم بازيهاي بسيار موجود ميگردانيدند - و در كوشك نزول فيروزآباد براي رها كردن بازيء شب برات چهار النك تعين ميشد يك النك خاص - دوم از آن ملك نائب باربك - النك سيوم از

--> ( 2 ن ) سمت كوشك همايون بازميگشت باز در بارجا مينشست * ( 3 ن ) چون شاه آمدي عز محل شدي ترتيب آرايش جشن بازگشتي تمام طائفهء قوال و اهل طرب از نذر انعام مييافتند * ( 4 ن ) در داد صلا بعيش كاري *